نظر مشورتي 7/98/1699 مورخ 1398/12/10 اداره كل حقوقي قوه قضائيه

مصوب 1398/12/10




پرده زمانی: مرحله تصویب:

استعلام :
در خواسته صدور گواهي عدم سازش جهت طلاق توافقي، زوجه هفده سال و يازده ماه داشته و حاضر شده است در قبال طلاق مهريه خود را به زوج بذل كند و زوج هم قبول بذل كرده است ليكن دادگاه به سن زوجه توجه نداشته و بر همين اساس از زوجه حكم رشد نيز نخواسته و اين گونه هم نبوده است كه پدر ولي زوجه با حضور در جلسه دادگاه بذل مهريه زوجه را تنفيذ كند. پس از صدور گواهي عدم امكان سازش و جاري شدن صيغه طلاق، زوجه كه به سن هيجده سال تمام شمسي رسيده است با اين ادعا كه در زمان بذل مهريه به سن قانوني نرسيده و پدرش هم بذل مهريه را تنفيذ نكرده است، خواهان مهريه خود باشد: 1- چه دادخواستي بايد طرح نمايد؛ آيا خواسته ابطال بخشي از صورت مجلس دادگاه در خصوص توافقات زوجين در بذل مهريه و يا ابطال بخشي از راي دادگاه در مورد بذل مهريه قابل رسيدگي است يا اين كه ماده 477 قانون آيين دادرسي كيفري قابل اعمال است؟ 2- چنانچه زوجه مستحق دريافت مهريه خود باشد، تكليف طلاق توافقي چه مي شود؟ نكته قابل ذكر اين است كه زوجه غير مدخوله و طلاق بائن و فاقد عدّه بوده است.
نظريه مشورتي اداره كل حقوقي قوه قضاييه :
1 و 2 و 3- هرچند ادعاي زوجه مبني بر فقدان اهليت استيفاء در زمان بذل مهريه علي¬الاصول قابليت استماع دارد ولي با توجه به اين¬كه در فرض سؤال صدور گواهي عدم امكان سازش و متعاقب آن اجراي صيغه طلاق به عنوان عوض مابذل زوجه قرار گرفته است، عدم توجه دادگاه رسيدگي¬كننده به طلاق توافقي به عدم اهليت زوجه براي بذل مهريه، موجبات مخدوش شدن گواهي عدم امكان سازش منتهي به اجراي صيغه طلاق را نيز فراهم مي¬آورد و براي زوجه راه¬كاري غير از تقاضاي اعمال ماده 477 قانون آيين دادرسي كيفري وجود ندارد و تشخيص انطباق يا عدم انطباق اين درخواست با قانون، بر عهده مرجع رسيدگي¬كننده است.